X
تبلیغات
رایتل
 
پسران مکران
چابهار کنارک نیکشهر
                                                                 
آخرین مطالب
آمار وبلاگ
  • تعداد بازدیدکنندگان: 287066
جمعه 27 خرداد‌ماه سال 1390 :: 19:16 ::  نویسنده : غفوری

«گواتر» ، تکه کوچکی از سرزمین بلوچستان است که درمنتهی الیه جنوب شرقی ایران واقع شده است. در کتیبه های تاریخی داریوش به خط میخی از این سرزمین به نام «ماکا» نام برده شده است.

 درصورت پایان یافتن طرح ۴۰۰۰هکتاری پرورش میگو، سالانه ۷هزارتن میگو به ارزش ۵۰میلیون دلار تولید و ۴هزارفرصت شغلی ایجاد می گردد.

   درمنتهی الیه جنوب شرقی ایران، درآخرین نقطه مرزی آنجا که شهرستان چابهاربه خط تماس با مرز پاکستان می رسد، مشرف بر خود «گواتر»، بندری کوچک و قدیمی قرار گرفته که چندصباحی است برای سرمایه گذاران کشورمان نامی آشنا گشته است. آنجا گواتر است؛ بندری آنسوی ناکجای جغرافیای تاریخ.

گواتر تکه کوچکی از سرزمین بلوچستان است . بلوچستان سرزمین دردها و رنج های فراموش شده، بلوچستان یادآور فاصله عمیق فقر و غنا، بلوچستان زادگاه تنها دونلی نواز جهان (۱) ، بلوچستان زادگاه دادشاه و گواتر برگوشه یی از گستره این خاک همچنان ایستاده است و خوابش نمی برد. پیرمردی از اهالی منطقه رونق گذشته را این چنین تصویر می کند: «آفریقا تجارتش دست ما بود. از بندر گواتر ماهی و حصیر می بردیم به آفریقا با جهازهای بادی که دوهزارتن هندی گنجایش داشت. ۲۵ روز تا دارالسلام می رفتیم . وقتی هوا خوب بود ۱۴ روزه این کار را می کردیم. موقع برگشت چوب کندل می آوردیم به گواتر، خالی می رفتیم خرمشهر، پسته و بادام می بردیم به بمبئی یا از بصره خرما می بردیم آفریقا چوب بار می کردیم به گواتر…»

قدیمی ترین سند ایرانی ، کتیبه های میخی داریوش، نام این سرزمین را «ماکا» ضبط کرده است. بعد از اسلام این سرزمین «مکران» نام گرفت که درحال حاضر منطقه جنوبی بلوچستان نیز به نام «مکران » معروف است. بنابه روایت مارکوپولو که درحدود سالهای ۶۸۳ـ۶۸۷هجری قمری هنگام مراجعت از چین از حدود مکران عبور کرده ، درآن تاریخ ایالت بلوچستان پادشاهی مستقل داشته است. درسال ۱۰۲۲ هجری قمری، گنجعلی خان(۲) حاکم معروف کرمان درعصر شاه عباس اول بلوچستان را به تصرف خود درآورد وملک میرزا را که از اعقاب صفاریان بود به امارت بلوچستان برگزید.

درسال ۱۳۰۷ هـ.ش در زمان رضاشاه برای سرکوب سرداران وهمچنین رفع غائله بلوچستان به آن خطه لشکرکشی شد. اینک بلوچستان بعد از چند دهه آرامش با مشخص شدن اهمیت ژئوپلتیکی آن زمینه ساز تحولاتی آینده ساز خواهد بود.

شهرستان چابهارهم اکنون به عنوان یکی از قطب های تجاری و از نواحی مستعد جهت پرورش میگو مطرح است . چابهار ۱۵۶۰۷ کیلومترمربع مساحت و بیش از ۱۶۰هزارنفر جمعیت دارد و دارای آب و هوایی گرم و نسبتاً مرطوب است . هوای چابهار دراوج گرمای تابستان به علت وزش بادهای موسمی (مونسون) معتدل می گردد. اما آنچه که موجب گشت گواتر به عنوان نگین انگشتری چابهار مطرح گردد آغاز طرح ملی پرورش میگوی غرب باهوکلات است.

 

   در راه گواتر

 

از چابهار به طرف شرق یعنی مرز پاکستان حرکت می کنیم. از بندر صیادی «رمین » می گذریم و آنگاه به تراس های مرتفع کوهستانی برخورد می کنیم که هیبت خود را به رخ آبی بیکران دریای عمان کشیده است ، اکنون دریا زیر پای ماست و ناوک نگاهمان افق دریا را نشانه رفته است. مقصد بعدی دیگر بندر صیادی یعنی «بریس» است که درپای یک صخره عظیم کوهستانی ایجاد شده است و قایق ها به طرز زیبایی درکنار اسکله پهلو گرفته اند. بی تردید بریس از زیباترین اسکله های صیادی ایران و شاید زیباترین آنهاست به خصوص آن که درصورت مساعدبودن شرایط بارندگی ، در فواصل جاده بریس وکوهها وتپه های مخروطی آن، تالاب لیپاریکی یکی از مناظر بدیع طبیعت را شکل می دهد، درحاشیه تالاب، شتران تشنه ، از آب گوارای آن سیراب می شوند و درقسمت های میانی اش فلامینگوها و دیگر پرندگان مهاجر، مأمن مناسبی برای خود خواهند یافت .

از مهمترین محصولات دریایی این بنادر، ماهی شیر، شوریده، حلوا و سنگسر و از رده سخت پوستان محصول جهانی لابستر (شاه میگو) است.

شاه میگو در طول فصل محدود صید (یک تا دو ماه درسال ) سالانه بین ۲۰تا ۳۵ تن صید می شود که ارزش صادراتی این آبزی به صورت دم عمل آوری شده و منجمد کیلو ۲۲ تا ۳۰دلار بوده و صادرات به روش زنده به ازای هرکیلو از ۳۵ تا ۵۰ دلار ارزآوری دارد. از بریس گذشته و پیش رویمان پسابندر خودنمایی می کند که نمای موج شکن آن از بالای تراس کوهستانی بسیار زیباست. جزیره معروف به شیطان از دور پیداست. آیا به راستی آنجا خانه شیطان است؟! از فراز کوه سرازیر می شویم اکنون قریب به صدکیلومتر از چابهار دورشده ا یم ، دیگر بار وسیله نقلیه مان ما را به کوهها و صخره های مرتفع رهنمون می سازد، دیگر به گواتر این سرزمین اعجاب برانگیز نزدیک شده ایم سرزمینی که روزگاری نه چندان دور، جلوه پررونقی داشت که قبرستان متروکه گواتر و باند فرودگاه قدیمی انگلیسی ها یادآور آن روزگاران است. بندر گواتر درهمین مکان و درانتهای جاده فرعی مشرف به خلیج گواتر قرار گرفته است و صیادان در فصل صیددر داخل کپرها به استراحت پرداخته و درزمان مناسب از شبانه روز به دل دریا می زنند تا تور خود را از ماهی های ذیقیمتی چون شیر و شوریده پرنمایند.

«حاج دوست محمد خواسته» کدخدای گواتر، خانه یی زیبا به سبک معماری پاکستانی ساخته است. مردان و زنان گواتر ، بلوچ بوده و ارتباط خویشی با همنوعان خود در گوادر پاکستان دارند. «دوست محمد» سندی دست نویس ، به سال ۱۳۰۹ هـ.ق در دست دارد که «لشگرخان سردار زهی » حاکم گواتر در زمان ناصرالدینشاه ، ۲۵هزار هکتار از زمین های گواتر تا دشت بریس را به اجدادش فروخته است و با ایجاد مزارع پرورش میگوی گواتر ، خواب خوش دوست محمد بخاطر بسته شدن راههای عبوری شترانش آشفته شده است، مگر نه اینکه شتر برای بیابانگردیک توتم است؟

مذهب بومیان گواتر ، سنی حنفی است که نسبت به اعتقادات مذهبی و قومی خویش پایبندی ویژه دارند.

گواتر که در جنوب شرقی ایران، آخرین آبادی است هم اکنون به یکی از قطب های امیدبخش در افزایش صادرات غیرنفتی تبدیل شده است. کلنگ طرح ۴۰۰۰هکتاری پرورش میگو چندی پیش با حضور مسؤولان زمین زده شد. این طرح ملی دارای دو بخش شمالی وجنوبی بوده و درمجموع ۱۵۵مزرعه ۲۰هکتاری است. درسال ۷۹ ، ۱۹۰هکتار از اراضی سایت مورد بهره برداری قرار گرفت و درپایان دوره پرورش، از کل سطح زیرکشت ۳۵۰تن میگوی سفید تولید شد که رقمی قابل ملاحظه است. درافق نهایی این طرح ایجاد ۲هزارفرصت شغلی مستقیم و به همین تعداد فرصت شغلی غیرمستقیم و۷هزارتن تولید میگو به ارزش ۵۰میلیون دلار پیش بینی می شود.

آنچه که دراین بین ضروری می نماید نگاه اقتصادی به جذابیت های گردشگری در گواتر است.

وجود جنگلهای مانگرو (حرا) درکنار خلیج گواتر و پرندگان مهاجر، زیبایی خاصی به این منطقه بخشیده و درنقطه تلاقی رودخانه باهوکلات به رودخانه سرباز، یکی از گونه های نادر تمساح جهان معروف به تمساح پوزه کوتاه (گاندو) زیست می کند که تعدادآنها ۲رقمی است وهمین امر، اهمیت حفاظت آنها و توجه دقیق تر را بیشتر می نماید.

از گواتر باز می گردیم با این امید که از مواهب طبیعی که خداوند به ما اعطا کرده ، درجهت منافع ملی و افزایش درآمدهای غیرنفتی استفاده ببریم.

 

غلامرضا علیزاده