X
تبلیغات
رایتل
 
پسران مکران
چابهار کنارک نیکشهر
                                                                 
آخرین مطالب
آمار وبلاگ
  • تعداد بازدیدکنندگان: 285503
سه‌شنبه 21 تیر‌ماه سال 1390 :: 21:52 ::  نویسنده : غفوری

بلوچستان به سبب موقعیت  خاص جغرافیایی و وجود موانع طبیعی که بین بلوچستان و نواحی  اطراف  ان  وجود دارد  ازقبیل  کویر ها  و بیابان لوت در غرب و شمال غرب بلوچستان   و وجود مناطق صحرایی جنوب قندهار  و در پس این صحراها  خشک وبی آب وعلف  سلسله کوههای  مرتفع و خشک  همواره چون سد هایی مستحکم  بوده اند  که قوای هر  نیروی مهاجمی را به تحلیل می برد  و در تنگه ها و گذرگاههای  کوهستانی  داخل بلوچستان  فرصت  قلع و قمع  هر لشکری را به  مدافعان میداد .

این شرایط خاص سبب شده بود  تا این منطقه همواره بعنوان پناهگاهی  امن برای آوارگان  و فراریان از دست حکام  درآید  . وجود گروههای خوارج در سده های اولیه هجری و قلاع اسماعیلیه  در سده های میانه ، هجوم آوارگان  ترک و غز در بحبوحه  ایلغار مغول و کوچ شورشیان نکودری در زمان تسلط مغولان بر ایران همواره این منطقه را به عنوان  بهشت فراریان   معرفی می نمود .

 

 در پس این مهاجرتها وجود تنوع قومی و نژادی  را برای مکران به ارمغان  آورده  است . در این میان و از بیناین مجموعه قبایل گروهها و قبایل  عربی النسل  توانسته بودند  برای خود وجه تمایزی  خاص قایل شوند  . این مقاله در پی معرفی  قبایل عربی  مکران است .

 

 تاریخ بلوچستان  همانند گذشته بسیاری از اقوام با روایت های و یا اشعار  امیخته شده است   از اشعار  حماسی معروف بلوچی  شعربلوچی  حسب و نسب  سروده  میر جلال خان  است  که راوی  تاریخ و گذشته قوم بلوچ  را روایت  میکند  این شعر در مجموعه  ای  که توسط روزرنامه  نگار  انگلیسی لانگ. ایم . دیمزنی  در قرن نوزدهم تحت عنوان  « بلوچ قدیم شاعری»  در لندن به چاپ رسیده  و توسط   میر خدابخش مری بجارانی  در دهه 60 قرن بیستم میلادی به  اردو ترجمه شده است .

شعر مزبور  که توسط دیمزنی  متعلق به سالهای 1300  میلادی  تشخیص داده شده است . شاعر  خود را از  اولاد امیر حمزه معرفی می کند  .اما مشخص نمیکند منظور وی از امیر حمزه  کدام امیر حمزه است  . این شعر که ترجمه ان به فارسی چنین است :

« از سرزمین حلب  برخاسته ایم و در پی واقعه کربلا  بسوی ( مکران)  بمپور  مهاجرت نموده ایم . پس از  ان در سیستان  اقامت کردیم .در  ان زمان  پادشاه سیستان شمس الدین بود  که رفتاری  دوستانه  با بلوچها داشت . تا اینکه   بدرالدین  حاکم شد   واو با  بلوچها سر ناسازگاری داشت  . سردار تمام بلوچها جلال خان همراه با 44 قبیله  از سیستان بسوی  سواحل گرم کیچ رهسپار شدند.»

در این روایت  که داستان  مهاجرت قومی بلوچها به رهبری قبیله رند و لاشار  است  اشاره ای به هویت عربی  طوایف رند و لاشار  دارد که خواستگاه انانرا حلب درشامات ( سوریه فعلی)میداند  که در پی مهاجرتی طولانی سرانجام به مکران  و کیچ رسیده اند . شاعر در پی این روایت 44 قبیله  را همراه  با قلمرو  و پراکندگی  انها  در مکران مشخص می کند .

 

 

پزوهشگر انگلیسی  دیگر  جی . پی. تیت  در کتاب خود  « قدیم بلوچستان» که توسط  پرفسور انور رومان  به اردو ترجمه شده  ذکر میکند:  بسیاری از قبایل  بلوچ  علی رغم اطلاق بلوچ بودن  خود را عربی النسل  می دانند . تیت علاوه بر اذهان بر این مطلب  در طبقه بندی  ساختار اجتماعی مکران  و دسته بندی، قبایل  را به  4 طبقه یا ذات  تقسیم  می کند  و در بین  ذات یا طبقه اول  دو طایفه گچکی  و بلیده ای را ذکر میکند  . وی گچکی ها را دارای ریشه هندی  میداند  . اما برای  قبیله بلیده ای  که قبل از  ظهور  گچکی ها  انها را  حاکم کل مکران می داند هویت عربی قایل است  . تیت در صفحه  234 کتاب  در باب  تاریخ مکران   ذکر میکند «  تا اوایل  قرن 16 تاریخ مکران پس از  حمله غزنویان  در پرده ابهام  فرو رفته است  و تا زمان موخر الذکر  که ملوک الطوایف  بر مکران  حاکم  بودند  و لغت ملک   از  کلمه عربی به معنای  حاکم  گرفته شده است  . در این دوره قبیله  بلیده ای نمایان ترین قبیله بود  . قبیله بلیده ای توانستند  ملوک الطوایف را شکست داده  و کل بلوچستان  را متحد نمایند  و تحت سیطره خود قرار دهند.  .» تیت  به نقل از راس  روایت میکند«  براساس تحقیقات راس خاطره بعضی از سرداران  این قبیله تا اینک  نیز در خاطر ه مردم کیچ موجود است  و پیر مردان  مکران  دوره حکمرانی  شاه بلار(بلال)  بلیده ای  را به یاد  می آورند  که بر یک  قلمرو وسیع شامل کل ( از بیله و جهلاوان   در شرق تا فنوج وگه  در غرب )مکران حکومت می کرد . راس این موضوع را در سال 1868 میلادی ذکر میکند  و این   مسجل است  که شاه بلار(بلال) در حدود  سال 1729 بر سر اقتدار بود . این دوره همزمان است باسلسله جنگهای ایران و افغان  اما ده سال بعد  اقتدار بلیده ای  ها توسط گچکی ها خاتمه داده می شود.»

 

 

 تیت با قراردادان  بلیده ای ها  جزء ذات اول و برتر مکران قبیله بلیده ای را  دارای هویت عربی  و عرب النسل ذکر میکند 

 

تیت با لیست کردن قبایل  و طوایف مکران  به ذاتهای  مختلف  از بین ذات و طبقه دوم  قبیله رند رانیز  جزء قبایل عرب ذکر میکند  و یاد اور میشود  انان یک شاخه  از قبیله رند  ساکن  کچی هستند .وانان خود را عرب النسل  می دانند  و در مکران غربی  درناحیه مند( نزدیک مرز ایران و پاکستان)  سکنی دارند  و از مالیات   عوارض حکومتیمعاف هستند  و به تمرد  از قانون معروف  و موجب ترس و وحشت  قبایل قانونمند  همسایه را فراهم نموده اند  تیت علاوه بر رندها  قبیله نوشیروانی ، هوت  ومیر واری را  نیز در طبقه  (ذات)  دوم قرار می دهد .

 

تیت علاو بر این دو  قبیله فقط یک قبیله  را از قبایل مکران  دارای ریشه عربی می داند  و ان قبیله شه زاده یا شیخ زاده  است  تیت این قبیله را در طبقه (ذات) سوم  قرار میدهد. تیت یاداور می شود « شه زاده  از قبایل خوش کردار  و با سلیقه  هستند  نسلا" عرب بوده و و اول در سند ساکن بوده اند  و سپس به مکران مهاجرت کرده  و در جیونی  و دشت  مقیم شده اند . در بلوچستان ایران  در باهو سکونت اختیار کرده اند  

 

 

 تحقیق ترجمه و تالیف : یوسف محتشمی